مجله خودرو

به نام تولید ملی، به کام دشمنان ملت

با توجه به تحریمهای ظالمانه ای که از سوی مستکبران عالم و به جهت اعتماد و ساده اندیشی برخی از مسئولین در سالهای اخیر گریبان کشور را گرفته است و مردم را در سختی قرار داده است، نیاز به توجه به تولید ملی و رونق اقتصادی و اقتصاد مقاومتی جهت برون رفت از وضعیت موجود و تبدیل تهدید تحریم ها به فرصت کاملا حس می شود. با توجه به همه این مسایل مقام معظم رهبری چند سال منتهی به سال ۱۳۹۹ هجری شمسی را با اسامی و مفاهیم اقتصادی نامگذاری فرمودند. از جمله  می توان به نامگذاری سال ۱۳۹۵ به نام اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل، سال ۱۳۹۶ به نام اقتصاد مقاومتی، تولید و اشتغال، سال ۱۳۹۷ به نام حمایت از کالای ایرانی و نامگذاری سال ۱۳۹۸ به نام سال رونق تولید، اشاره نمود.

همه ساله پس از نامگذاری سال و تبیین اصول و نشان دادن مسیر حرکت از سوی مقام معظم رهبری، دولتمردان و مسئولین کشور با نامه نگاری و ارسال دستورالعملها و صدور بخشنامه های بسیار، سعی می کنند تا گوی سبقت را در اجرای منویات رهبری از یکدیگر بربایند. اما آنچه در عرصه مدیریت کشور مشهود است، اجرای فرمایشات رهبری به نحوی است که نتایج حاصل از آن، خلاف نظر ایشان می باشد.

تفکر لیبرال، ریشه همه مشکلات در مسیر تولید ملی

رونق تولید یعنی تکیه بر صنعتگر داخلی، اقتصاد مقاومتی یعنی اعتماد به دانش متخصصان داخلی و تولید ملی واشتغال یعنی تولید محصول داخلی با کیفیت و قابل رقابت با محصولات مشابه خارجی. اما متاسفانه طیف لیبرالی که در لایه های مختلف مدیریتی و تصمیم گیر کشور رسوخ کرده است، عمدا یا سهوا، برداشتی کاملا مغایر با فرمایشات حضرت آقا، از مسایل مذکور ارائه می دهند که نتیجه آن وابستگی بیشتر کشور به اقتصاد بیمار جهانی می باشد. گروهی از مسئولین با نگاه ویژه به تولید ملی و با دادن امتیازات و رانتهای عجیب و شگفت انگیز به بخشی از تولیدکنندگان داخلی، بدون توجه به کیفیت محصولات تولید شده توسط آنها، ضمن ممانعت از شکل گیری رقابت سالم در تولید که بی شک یکی از عوامل اصلی بهبود کیفیت محصولات می باشد، با گرفتن حق انتخاب از مردم، آنها را مجبور به استفاده از یک محصول خاص می نمایند.

رانت و ویژه خواری

 نمونه بارز این سیاست، حمایت کم نظیر دولت از دو خودروساز بزرگ کشور می باشد که محصول  این حمایت غیر منطقی، تولید خودرویی بی کیفیت مانند پراید است که به عاملی مهم در مرگ و میر و معلولیت ایرانیان تبدیل شده است، بگونه ای که کمتر خانواده ایرانی را می توان یافت که داستانی از بی کفایتی خودرو پراید برای بازگوکردن نداشته باشد.

پراید، نماد تفکر وابسته

 جلوگیری از واردات خودرو باعث شده است تا خودروسازان داخلی با خیالی آسوده ضمن تولید خودروهای بی کیفیت، از فروش بالای خود مطمئن بوده و حتی با مبالغ هنگفت به پیش فروش این محصولات بی کیفیت اقدام نمایند. خودروسازانی که حتی محصولی را که تولید ملی خود می نامند را شایسته سواری خود و خانواده شان نمی دانند. مردم نیز از آنجایی که گزینه ای دیگر برای انتخاب ندارند، علی رغم آنکه به خوبی می دانند که حقوق آنها بعنوان مصرف کننده به شدت در این تولید ملی این محصولات نادیده گرفته شده است، مجبور به خرید هستند.

خودروی پراید، بدون کیفیت

خودرویی که کیفیت پایین آن سوژه طنزپردازان داخلی و سمبل ناتوانی فنی متخصصان ایرانی در محافل علمی خارجی گردیده است و این امکان را به معاندان و دشمنان انقلاب داده است تا توان فنی نیروهای متخصص و موفقیتهای علمی آنها را زیر سوال ببرند. در مورد خودروی پراید باید به این مساله اشاره کرد که کیفیت پایین این تولید ملی، بار مالی بسیار سنگینی را به شبکه بهداشت و درمان و همچنین صنعت بیمه کشور وارد می سازد. با در نظر گرفتن تنها همین دو مورد خسارت، بخوبی می توان تشخیص داد که معایب تولید این خودرو، چندین برابر محسنات تولید آن می باشد و نتنها هیچ صرفه ای برای اقتصاد ایران ندارد که به شدت به اقتصاد مملکت ضربه وارد می کند. در این میان گروهی از مسئولان هستند که منافع و سود خود را در حمایت بی دریغ از تولید ملی می بینند. جلوگیری از واردات کالایی خاص، دقیقا همانند مساله خودرو، سود قابل ملاحظه ای را نصیب تولید کنندگان حامی یک جریان خاص می سازد و طبعا این منفعت بزرگ اقتصادی که از قبال ویژه خواری و رانت ایجاد شده توسط برخی از مدیران و تصمیم سازان بدست آمده است، در پیکره گروهی خاص جریان پیدا کرده و این مدیران و تصمیم سازان را منتفع می سازد.

نفوذ در تار و پود تصمیم گیری

 اصرار مکرر این مدیران بر انجام این سیاست و روش غلط، گاهی این تئوری را قوت می بخشد که ممکن است موضوع بسیار بالاتر از سودهای کلان اقتصادی باشد و مساله نفوذ عناصر و عوامل دشمن در رده مدیران کشور مطرح می گردد، چرا که نتایج حاصل از پیاده سازی این سیاست ها، در برخی موارد دقیقا تولید ملی و اقتصاد مقاومتی را هدف قرار داده است تا با ایجاد حس ناتوانی و القای این باور که در کشور، توان علمی و فنی جهت تولید ملی مناسب وجود ندارد، خودباوری و بدنبال آن نوآوری، ایده پردازی و خلاقیت را از جامعه علمی ایران حذف نمایند و بستر را جهت استیلای غرب بر همه جوانب زندگی ایرانیان آماده سازند. زیان اصلی و خسران بزرگی که از اعمال اینگونه سیاستها نصیب کشور می گردد و ضرر آن بمراتب بزرگتر از زیان اقتصادی آن می باشد، ایجاد حس و نگرش منفی در اذهان مردم نسبت به تولید ملی می باشد. در جامعه ای که همواره مردم درحال کلنجار رفتن با تولیدات نامرغوب داخلی هستند که حاصل نگاه ویژه خواری و رانت هبه شده به تولیدکنندگان نورچشمی می باشد، پس از مدتی نسبت به کالای ایرانی کاملا بی اعتماد شده و مهندسین و متخصصان داخلی را فاقد توانایی لازم بمنظور تولید محصول مناسب و با کیفیت می بینند.

نفوذ، پاشنه آشیل ملتها

این جریان با تبیین و توضیح تنها بخشی از واقعیت و نگاه به مساله تنها از یک طرف، مساله تولید ملی را به مساله اشتغال و بدنبال آن ناهنجاریهای اجتماعی گره می زند و با آسمان به ریسمان بافتن، بدنبال توجیه نگاه و عملکرد خود می باشد. نگاهی که قطعا اگر با شرط عدالت و به دور از ویژه خواری و جهت گیری جناحی می بود، بر آن خورده ای وارد نبود. متاسفانه در سالهای اخیر برخی از مدیران و تصمیم سازان کشور با تفسیر سطحی از فرمایشات و نظرات حضرت آیت الله خامنه ای که یا بصورت آگاهانه و یا از روی عدم درک صحیح صورت می پذیرد، به بهانه حمایت از تولید ملی و با ایجاد بازار غیر رقابتی، نتنها باعث افت کیفیت محصولات داخلی و درجا زدن صنایع بزرگ کشور می گردند، بلکه در نهایت موجبات زمین خوردن صنایع بزرگ و کوچک کشوررا فراهم کرده و جامعه را با خیلی از بیکاران و عواقب اجتماعی ناشی از بیکاری روبرو می سازند.

برچسب ها
مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا