مجله خودرو

تولید ملی، مسأله‌ای فراجناحی

یکی از شاخصه های توسعه یافتگی در دنیای مدرن، تولید ملی است.در تعریف تولید ملی گفته می شود:” تولید ملی تخمینی از ارزش کل کلیه محصولات و خدمات نهایی است که در یک دوره معین و به وسیله ی تابعین آن کشور تولید می شود.” ارزش این خدمات و محصولات نهایی نیز با دلار تعیین می گردد.

با توجه به تعریف فوق و درک کلی از ساختار سیاسی ایران، قصد داریم به بررسی دست‌اندازهای سیاسی بر سر راه تولید ملی در ایران بپردازیم.

در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ایران، رهبر تعیین کننده ی سیاست های کلی نظام است. او که با تشریح ایدئولوژی انقلاب وضعیت نهایی و آرمانی را در آینده مشخص می کند، راهنمای تدوین کنندگان سند چشم انداز کشور نیز محسوب می شود.به این ترتیب نمی توان نقش رهبر را در حمایت از تولید ملی نادیده گرفت.

پس از مقام رهبری، مجلس شورای اسلامی که نهاد قانون گذار محسوب می شود وظیفه ی قانون گذاری در جهت تسریع اجرای این اهداف را بر عهده دارد.ایران از جمله کشورهایی است که ماهیتی شبه پارلمانی و شبه ریاستی دارد اما از آنجا که در قانون اساسی جمهوری اسلامی اختیارات بیشتری به مجلس شورای اسلامی واگذار شده است، این نهاد در هدایت کشور و افزایش تولید ملی نهادی قدرتمند محسوب می شود.

پس از برنامه ریزی و تدوین قالب های کلی از طریق قانون گذاری، نوبت به بخش اجرایی حمایت از تولید ملی می رسد.در این راستا دولت که بدنه ی اجرایی حکومت است باید با حمایت از تولیدی ها و صنایع مختلف آن ها را در مسیر درست تولید قرار داده و مانع از فروپاشی و یا آسیب آن ها گردد.

بررسی دست‌اندازهای سیاسی بر سر راه تولید ملی

با توجه به فرموده های مقام معظم رهبری می توان به توجه ایشان در امر حمایت از تولید ملی پی برد.ایشان در تاریخ ۲ خرداد سال ۱۳۹۷ در دیدار با مسئولان نظام فرمودند:” تولید داخل و کالای ایرانی را باید تقویت کنیم. حقیقتاً بایستی به مسئله‌ی حمایت از کالای ایرانی اهمّیّت بدهیم؛ این یک کار واجب است، کار ضروری و قطعی است. مسئولین دولتی، مسئولین بخشهای مختلف، نیروهای مسلّح -که خریدهای عمده برای آنها است، هزینه‌های مهمّ این‌طور چیزها به‌ عهده‌ی آنها است- سعی کنند که مطلقاً از محصولات غیر ایرانی آنجایی که [محصول] ایرانی وجود دارد استفاده نکنند.”

ایشان همچنین در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهری رضوی در سال ۹۷ فرمودند:” ما نسبت به اقتصاد ملّیِ خودمان باید تعصّب داشته باشیم؛ مصرف جنس خارجی یکی از عیوب مهمّ ما است؛ ما بایستی تعصّب داشته باشیم نسبت به مصرف داخلی و جنس داخلی و اقتصاد ملّی‌مان. جوانهای ما تعصّب دارند نسبت به فلان تیم فوتبال؛ یکی طرفدار تیم قرمز است، یکی طرفدار تیم آبی است، [آن هم] با تعصّب؛ و حتّی [تعصّب به] تیم‌های خارجی؛ یکی طرف‌دار تیم رئال است، یکی طرف‌دار تیم [دیگر]؛ اینها تعصّب نسبت به این تیم‌ها دارند؛ اگر همین مقدار و همین اندازه تعصّب را نسبت به اقتصاد ملّی و تولید داخلی داشته باشیم، بسیاری از کارهای ما اصلاح خواهد شد.”

تولید ملی

تجربه کره جنوبی در رسیدن به افزایش تولید ملی یکی از جالب ترین نمونه های توسعه در جهان است. کره جنوبی درست ۵۰ سال پیش یکی از مقروض ترین کشورهای جهان محسوب می شد.این کشور که در مرز ورشکستگی بود با کودتای فرمانده کیم و تشکیل هیات برنامه ریزی اقتصادی به سرعت در مسیر توسعه و افزایش تولید ملی قرار گرفت.

کره جنوبی طی چهار دهه گذشته رشد اقتصادی باورنکردنی از خود نشان داد و با ادغام در اقتصاد جهانی، به یک اقتصاد صنعتی پیشرفته تبدیل شد.این رشد اقتصادی را می توانید در یک مقایسه ساده بیشتر درک کنید. در دهه ۱۹۶۰، تولید ناخالص داخلی سرانه با سطح در کشورهای فقیر آفریقا و آسیا قابل مقایسه بود. در سال ۲۰۰۴ ، کره جنوبی به باشگاه اقتصاد های  تریلیون دلاری جهان پیوست.

تولید ملی

اما این امر چگونه ممکن شد؟

دولت کره جنوبی در دوره ی کودتا از نظر مالی به شدت در تنگنا بود.این دولت با استقراض از بانک جهانی و سرمایه گذاری آن بر روی واحد های تولیدی کوچک توانست که این واحدهای خرد را به غول های تجاری تبدیل کند. راز این حمایت اما در جایی دیگر و در مدل اقتصاد این کشور پنهان بود.این دولت ها اقتصاد دولتی را به اقتصاد آزاد تغییر دادند و نقش دولت در این سیستم را به حمایت مالی از شرکت های کوچک تقلیل دادند.به این ترتیب تولید ملی در کره ی جنوبی افزایش یافت و آن را تبدیل به یک معجزه در میان مدل های توسعه ای تبدیل کرد.

در ایران اما حمایت از تولید ملی همواره با شکست روبه رو شده است. یکی از دلایل این امر را می توان در ساختار قانون گذاری جست و جو کرد.اقتصاد ایران، اقتصادی دولتی است و بر همین مبنا هنگامی که در مجلس قانونی تصویب می شود دیدی غیر واقع بینانه به اقتصاد دارد.در نتیجه ی این دید اشتباه از مدل اقتصاد ایران قوانین همواره در مرحله ی اجرا شکست می خورند.به عنوان مثال در یکی از همین برنامه های توسعه ای اخیر که الگوی خود را از مدل توسعه ای ژاپن گرفته بود، با شکست بدی مواجه شدیم.

ایران اقتصادی معیشتی و کشاورزی دارد.باید دقت داشت که زیرساخت های تولیدی در ایران به شدت قدیمی اند و به دلیل تحریم ها امکان نوسازی نیز ندارند.همچنین کارگر متخصص به میزان کافی وجود ندارد در نتیجه با این که تولیدی های ما ظاهری نوین دارند اما در باطن به شدت سنتی و متزلزل هستند.هنگامی که این ساختار های فرسوده را در الگوهای خارجی قرار می دهیم، به سرعت شکست می خوریم.

نهاد قانون گذاری ما باید توجه کند که اجرای الگوهای خارجی در ایران با شکست مواجه خواهد شد چرا که پایه ی این برنامه های توسعه ای حمایت از نهاد های تولیدی خصوصی تا مرز رقابت با واحد های مشابه خارجی است در حالی که در ایران با ورود بیش از حد دولت به عرصه ی شرکت های خصوصی، به جای حمایت از آن ها در راه تولید ملی، این واحد های تولیدی را خفه می کند.

نقش دولت و بازوی اجرایی حکومت نیز در شکست حمایت تولید ملی کمتر از بخش قانون گذاری نیست.آن ها با دید اشتباهی که به اقتصاد دارند و همچنین عدم کنترل فساد در بدنه ی اصلی خود باعث شکست پروژه های توسعه ای می شوند. این نهاد گرچه توان رقابت با مجلس و یا انحلال آن را ندارد اما به دلیل ساختار بروکراتیک ناقص و یا فاسد خود توان حمایتی خاصی در مسئله تولید ملی ندارد.

تولید ملی
برچسب ها
مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا